تبليغاتX
کشک و بادمجون با پیاز داغ اضافه
کشک و بادمجون با پیاز داغ اضافه

خدایا من که اشتباهاتم رو حاشا نمیکنم اما کاش تو هم نگاهم میکردی...

حداقل بیا به زبون خودم بهم بگو چی میگذره تو سرت ؟!


* پی نوشت :

ما به آن مقصد عالی نتوانیم رسید       هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند!




برچسب‌ها: حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند
????? ??? ?? یکشنبه نهم بهمن 1390???? 20:40 ???? نویسنده| |

کاش یاد میگرفتیم تو هر اتفاقی بجای اینکه دیگران رو مقصر بدونیم اول دنبال تقصیر تو خودمون باشیم..




برچسب‌ها: برچسب نداریم
????? ??? ?? جمعه هفتم بهمن 1390???? 18:27 ???? نویسنده| |

اگه توقعت رو از زندگی کم کنی هر چیز کوچکی حتی، خوشحالت میکنه...



برچسب‌ها: داره برف میاد, خوشحالم
????? ??? ?? سه شنبه چهارم بهمن 1390???? 0:4 ???? نویسنده| |

به قول هاله ی عزیزم ؛ خدا آدمای بیخیال رو دوس داره ؛ دارم سعی میکنم بیخیال باشم  



برچسب‌ها: گور بابای دنیا
????? ??? ?? جمعه سی ام دی 1390???? 19:58 ???? نویسنده| |

سرما بخوری ، هی سرفه کنی ، بی حوصله باشی ، تنها باشی ، دیگر حس و حال نوشتن نمی ماند که . میماند ؟ اصلا انگار ذهنم منقبض شده...

دیشب خواب میدیم یه چند روزی مرخصی گرفتم ، بابا اومده شاکی که چرا اینکارو کردی ؟! من حق به جانب گفتم باباجان مردم الکی الکی هی مرخصی میگیرن اونوقت من بخاطر عروسیم نگیرم ینی ؟!


* یادم باشد بعدها که خواستم خانه بخرم یک خانه ی کوچک بخرم برای خودم . در این خانه ی زیادی بزرگ تنها که میشوی تنهاییت چند برابر میشود ...!


????? ??? ?? شنبه بیست و چهارم دی 1390???? 12:28 ???? نویسنده| |

اگه یه نفر میومد تضمین میکرد که تا آخر امسال همه چی تمومه مام با خیال راحت میرفتیم پی عشق و حال و تفریح . میترسم کار و زندگی رو ول کنم ، پولام تموم شن آخرشم بفهمم که نخیر ، زندگی همچنان ادامه داره  


* بلاگفا چه باکلاس شده   




برچسب‌ها: هه برچسب, 2012
????? ??? ?? جمعه شانزدهم دی 1390???? 20:57 ???? نویسنده| |

کاش همیشه کمی غذای سالم و دست نخورده بگذاریم توی ظرف زباله ، برای آنها که در زباله ها دنبال غذا میگردند ...


????? ??? ?? چهارشنبه هفتم دی 1390???? 23:6 ???? نویسنده| |

امروز روز پنجم دی ماه است .

من راز فصلها را میدانم ...

و ...

به احترام هموطنانمان در بم ..


????? ??? ?? دوشنبه پنجم دی 1390???? 14:46 ???? نویسنده| |

نشسته ام لبو میخورم و تایپ میکنم و از زندگی لذت می برم  

* شبکه ی جام جم 2 یک برنامه ای دارد؛ آفتاب مهربانی _ رادیو آفتاب _ چیز خاصی ندارد اما نمیدانم چرا اینقدر دوست داشتنی است . یک صمیمیتی دارد که این روزها کمتر پیدا میشود...

* زمستان هم آمد . روزهای شادی داشته باشید . 

                                     


????? ??? ?? جمعه دوم دی 1390???? 19:53 ???? نویسنده| |

چرا هوا اینقدر سرده ؟  


* برای اینکه بدونین چندمین پولدار دنیا هستین یه سری به اینجــــــــــــــا بزنید..

 توضیح: درآمد سالانه ی خودتون رو وارد کنید و ببینید چندمین پولدار دنیایید .



????? ??? ?? چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390???? 23:25 ???? نویسنده| |

بالای سرش ایستاده بودم که مرد . آنقدر سریع که نفهمیدم چه شده اصلا...

چقدر فاصله ی بین بودن و نبودن کوتاه ست....!

و

.


:????? ????:
????? ??? ?? جمعه هجدهم آذر 1390???? 20:45 ???? نویسنده| |

دوستانم مرا آرام و صمیمی می دانند . خودم اما, گاهی از خودم میترسم...!


????? ??? ?? جمعه یازدهم آذر 1390???? 13:13 ???? نویسنده| |

رفتم سراغ عکسها . یکسری شان را Delete کردم . اضافی بودند اصلا . رسیدم به آدمها . سخت است آدمها را حذفشان کنی . دلت حتی تنگ هم میشود برای بعضی شان . دلم نیامد حذفشان کنم.

دلم برای آدمهای توی کامپیوترم تنگ شد ناگهان !

روزهاتان خوش باد...


????? ??? ?? شنبه پنجم آذر 1390???? 21:35 ???? نویسنده| |

حالا اینکه من سرچ کرده ام " گنجشک " بعد عکس هایی از این دست یا حتی این دست میدهد هم خودش جای سوال دارد !  

 

????? ??? ?? یکشنبه بیست و نهم آبان 1390???? 23:35 ???? نویسنده| |

یه وقتایی م هست که از خودت بدت میاد . انگار شرمنده ای...


????? ??? ?? سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390???? 20:5 ???? نویسنده| |

انگار یه رابطه ی مستقیم بین دمای هوا و وب نویسی وجود داره . هر دو در حال کاهشند !


????? ??? ?? جمعه بیستم آبان 1390???? 20:28 ???? نویسنده| |

همه ی آدما توی خلوت خودشون یه کارایی ممکنه بکنن که اصلا با سواد و مدرک و موقعیت اجتماعی و پست و مقام و شغل و ظاهرشون مناسب نباشه . حالا از دست تو دماغ کردن بگیر تااااا خود ار.ضــ..... حتی !

                               


????? ??? ?? پنجشنبه دوازدهم آبان 1390???? 21:40 ???? نویسنده| |

گودر , چرا با ما سر یاری نداری ؟

پی نوشت :

آخه آدم تو این شرایط پی نوشت نوشتنش میاد؟ توقعاتی دارینا !




????? ??? ?? سه شنبه دهم آبان 1390???? 23:1 ???? نویسنده| |

چند روز پیش به مامان گفتم اگه مردم هرچی پول و طلا دارم مال تو . طفلی چقدر ناراحت شد . خب آدم میترسه بمیره اموالش همینجوری تو هوا بمونه .

یه بچه م نداریم بعد مردنمون وارثمون باشه  

* توصیه های بهداشتی : مراقب باشید معتاد نشید..!

* پیام اخلاقی : لبخند بزنید ؛ زندگی شاید زیبا باشد..!

                                                       ( Smile, das Leben ist schön .. vielleicht )


????? ??? ?? جمعه ششم آبان 1390???? 19:37 ???? نویسنده| |

کلا جمعه روز مزخرفی ست وقتی تنهایی و کاری برای انجام نداری و هیچ تفریحی نداری و هیچ انگیزه ای برای زندگیت نداری و ... البته این دلیل آخری کل روزها را مزخرف میکند...

دیشب بعد از مدتها یک خواب خوب دیدم . آنقدر خوب که وقتی بیدار شدم دلم گرفت .اصلا غصه ام گرفت که چرا بیدار شدم . دلم آن لحظه ها را میخواهد . لحظه هایی که همه چیز خوب است

خوبی خواب همین است دیگر . بدیش اینست که زود تمام میشود . اصلا انگار لحظه های خوب محکوم به زوالند..


????? ??? ?? جمعه بیست و نهم مهر 1390???? 18:7 ???? نویسنده| |

«هیچ‌وقت نمی‌توانی چیزی را که قرار است از دست بدهی، نگه داری. فهمیدی؟ تو فقط قادر هستی چیزی را که داری، قبل از آن‌که از دستت برود، عاشقانه دوست داشته باشی.»


- کیت دی‌کاملیو    


????? ??? ?? شنبه بیست و سوم مهر 1390???? 22:49 ???? نویسنده| |

از شیطان پوزش می‌طلبیم٬ نباید فراموش کنیم که ما فقط یک طرف داستان را شنیده‌ایم؛چون تمام کتابها را خدا نوشته است...!

ساموئل باتلر


????? ??? ?? جمعه پانزدهم مهر 1390???? 18:9 ???? نویسنده| |

با تشکر از AVG  عزیز که اونم ما رو تحریم کرد .

ینی خیلی حالم گرفته شد . اصن دلم گرفت....هعیییی روزگار

* یه نگاه که بندازی تو آیینه , خودتو میبینی . تو یعنی :

                                                         جـــــبر جغرافیایی ! 


????? ??? ?? شنبه نهم مهر 1390???? 21:26 ???? نویسنده| |

چرا به مادر میگن والده ی گرامی ولی به پدر نمیگن والد گرامی ؟

بعد وقتی مادر والده باشه و پدر والد ینی خانواده میشه مولد ؟ بعد ینی بچه هام میشن تولیدات...


* یه دوست پسرم نداریم روز دختر رو بهمون تبریک بگه خوشحال شیم  


????? ??? ?? پنجشنبه هفتم مهر 1390???? 20:55 ???? نویسنده| |

من نمي‌توانم باور‌كنم. فكر مي‌كنم همه‌اش خواب مي‌بينم. آخر چه‌طور ممكن است؟ مگر مي‌شود از ديوارها عبور كرد، يا از آب گذشت و خيس نشد؟! ما تمام اين كارها را كرديم، حتي از كوه پرت شديم و خراشي بر نداشتيم.

- احمق! ما مرده‌ايم.


( رسول یونان , قسمتی از کتاب احمق ما مرده ایم )


????? ??? ?? سه شنبه پنجم مهر 1390???? 21:11 ???? نویسنده| |

یه آهنگایی هست که هربار شنیدنش آدم رو یاد اون اولین جایی میندازه که برای اولین بار اونو شنیده . و وای اگه اون یه خاطره ی خوب باشه . هر بار شنیدنش یه حزن عجیبی میذاره تو دلت , جوری که دلت میخواد باز هم اونجا بودی...


????? ??? ?? یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390???? 21:52 ???? نویسنده| |

* با اتفاق امروز کلکسیون اتفاقات مزخرف این هفته داشت تکمیل میشد که خدا رو شکر این یکی بخیر گذشت . و واقعا خدا رو شکر که بخیر گذشت . فکر کنم نتیجه ی گفتمان دیشب من و خدا بود . 

* کودک درونم دلش مسافرت میخواد دوباره

* چه خوب که دیگه هوا گرم نیست...

همین ...


????? ??? ?? چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390???? 22:1 ???? نویسنده| |

اینجا هم سه ساله شد...

                           


????? ??? ?? یکشنبه بیستم شهریور 1390???? 21:52 ???? نویسنده| |

اونقدر که ما توی کارای خدا دنبال حکمت می گردیم خود خدا هم اونقدرا قصد و غرضی تو کارهاش نداشته...


????? ??? ?? پنجشنبه هفدهم شهریور 1390???? 23:32 ???? نویسنده| |

از هعیی روزگار و این حرفها که بگذریم....

هیچ حرفی برای گفتن نیست انگار.

زندگی آروم و بی هیجان پیش میره و ....

فقط همین.

همین!


????? ??? ?? چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390???? 21:5 ???? نویسنده| |



???? ???? ????? ???? ??? ??


http://pichak.net/themes/07/04/image/m.gifhttp://pichak.net/themes/07/04/image/m.gif